خرید بک لینک
مدیران برتر احمق هرگز حاضر نیستند که به سبک و سیاق خود در اداره کردن امور بنگرند و بیاندیشند که ایا این روش مدیریت ، مناسب زمان حاضر است یا خیر?
فقط به این می اندیشند که چون مدیر هستند پس حتما بیشتر از دیگران میدانند.

مدیران برتر احمق برای محصول تولیدی خود نه تنها ارزشی قائل نیستند بلکه برای شناساندن محصول به بازار از بازاریابانی ناشی و نامناسب استفاده می کنند و بدون کوچکترین تلاشی تنها در ذهن خود می پرورانند که به بازارهای وسیعی دست یافته اند و به این مورد نمی اندیشند که شروع یک کار در ابتدا دشوار است، و فقط به فکر سوداوری هستند ، به هر قیمت!

این مدیران احمق برترهرگز حاضر نیستند که برای فروش محصولات خود اصرار کنند و تصور میکنند که پرستیژ مدیریتی انها با این کار به زیر سوال خواهد رفت و این نشان از ضعف انهاست.
این مدیران برتر اما در عین حال احمق تصور می کنند که تنها با رویاپردازی همه چیز آنطور میشود که انها دوست دارند و در جنبه هایی از کسب و کار که اغلب نیاز به کمک است هرگز تقاضای کمک نمی کنند و قافل از این امر هستند که آنها هم یک انسان هستند و یک انسان از همه چیز اگاه نیست و آنها با این ناآگاهی یک جامعه انسانی را به ورطه نابودی میبرند.

این مدیران احمق جلسه ها وکنفرانس هایی را که میتواند به انها در مسیر رسیدن به هدف یاری گرشان باشد را تحریم میکنند، آنهم به بهانه کمبود وقت و یا این که سرشان شلوغ است.
اما اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم وخوب بنگریم خواهیم دید که به قدری وقت تلف شده در بین ازدحام کارهایمان داریم که خود میتواند یک زندگی دیگر را تشکیل بدهد!

یکی از دوستان بسیار صمیمی و گرامی بنده که از اساتید و مفصران به نام هستند در چندین همایش مدیریتی شرکت کردند اما از این مدیران برتر احمق خبری نبود تنها به این دلیل که میگفتند: چرا یک مبلغی به عنوان ورودی پرداخت کنیم و در همایشی شرکت کنیم که هیچ ارزشی ندارد!!!!!!

بیایید باور کنیم که گاهی در بین حرف های پوچ دیگران میتوان به اندیشه هایی دست یافت که اینده را متحول نمود. آیا نیوتن به افتادن سیب خندید؟

زمانی بنده به عنوان مشاور در یک موسسه مشغول به فعالیت بودم در پایان روز یکی از افراد حاضر به دنبال من میدوید و میگفت فقط چند دقیقه وقت شما را بگیرم و من میگفتم:شرمنده وقت ندارم.

چند قدم که جلوتر رفتم با خود اندیشیدم که چرا وقت ندارم؟ در حالی که میخواستم به منزل بروم و استراحت کنم!!!? این نهایت کار من در پایان روز بود. و شاید حداکثر زمان مورد نیاز برای پاسخگویی به سوال فرد مورد نظر 5 دقیقه هم نمی شد. بازگشتم وبه سوال پاسخ گفتم ودر مقابل به یک دید جدید در کار اجراییم دست یافتم که این هدیه را فرد مقابل به صورت ناخواسته در اختیار من قرارداده بود.

این مدیران برتر احمق هیچگونه نظارتی بر هزینه هایی که صورت میگیرد ندارند و فقط سود و درآمد را در نظر میگیرند. در حالی که ذهن کوچک آنها قافل از این موضوع است که صرفه جویی در هزینه هم یک نوع سود اوری است.
البته این مطلب نباید دستاویزی برای کاهش دست مزد کارگران باشد و حتی نباید از کیفیت کارهم کم کرد. این که چگونه میتوان هزینه ها را کاهش داد بدون این که اتفاق خاصی رخ دهد بستگی به شرایط و طرز تفکر یک مدیر برتر دارد .

مدیران برتر احمق از تکنولوژی به دلیل این که فکر می کنند هزینه سنگینی را برای شرکت در پی دارد گریزان هستند و این مورد را در پس تاریکی های ذهن خود گم کرده اند که تکنولوژی جدید یعنی جذب و جلب مشتریان .

یک تکنولوژی برتر و جدید میتواند میزان ضایعات تولید را به حداقل برساند و این یعنی صرفه جویی و در پایان یعنی سود ، سودی که در هیچ کجا پیش بینی نشده است.

این مدیران برتر احمق در بیشتر مواقع مشتریان قبلی خود را به دلیل خودخواهی و بلند پروازی از دست میدهند و نمیتوانند این مسئله را درک کنند که فعال کردن یک مشتری قدیمی خیلی ساده تر از جذب مشتری جدید است چون "مشتری قدیمی نسبت به ما و افکار ما وما نسبت به او و افکار او شناخت داریم"
این مدیران احمق حتی حاضر نیستند که گوشی تلفن را بردارند و یک بار در سال با یکی از مشتریان خود صحبت کنند و سلامتی او را جویا شوند و این هم مثل موارد قبل کسر شان مدیران برتر است.
______________________________________________________________________________


برچسبها: راه کار های مدیریت, مسترخاص, MRKHAS, مدیر برتر, مدیریت

برچسب: نویسنده: باربد رحمانی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 21:16

صفحه بندی